هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
612
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
به حج رفتهاى و دو بار همه دارايى خود را در راه خدا ، تقسيم كردهاى و چهها و چهها كردهاى و به برشمردن كارهاى نيك او و آنچه را كه براى خدا و خير مردم انجام داده بود ، پرداخت امام حسن ( ع ) به او گفت : من رهسپار بدبختى بزرگ و وحشت بزرگى هستم كه تا كنون مطلقا بدان پاى نگذارده بودم نمىدانم رهسپار جهنم هستم تا به خود تسليت گويم يا به بهشت مىروم تا تبريك گويم . و در روايت ديگرى ، وقتى حضرت مشرف به مرگ شد گفت : رختخوابم را به حياط خانه بريد به حياط بردند در آنجا سرش را رو به آسمان گرفت و فرمود : پروردگارا من جانم را كه عزيزترين چيزها براى من است به تو واگذار مىكنم پروردگارا بر ناخوشيم رحم كن و تنهاييم را در قبر ، مونس باش . و از امام زين العابدين ( ع ) نقل شده كه اشعث دستش را در خون امير المؤمنين آلوده و دخترش جعدة امام حسن ( ع ) را مسموم كرد و پسرش محمد بن الاشعث شريك خون امام حسين شد . وقتى امام حسن وفات يافت جعده از معاويه خواست تا به وعدهاش عمل كند او نيز پول را به او داد ولى زير بار اين نرفت كه با پسرش ازدواج كند و به او گفت : ما زندگى و جان يزيد را دوست داريم و مىترسيم همان كارى را كه با فرزند رسول خدا كردى با او نيز بكنى . بعد از امام حسن مردى از آل طلحة با او ازدواج كرد و فرزندانى برايش آورد و وقتى ميان فرزندانش و فرزندان قريش نزاعى در مىگرفت و درگيرى لفظى پيش مىآمد به آنها مىگفتند : اى فرزندان مسمومكننده همسران . وقتى امام حسن وفات يافت امام حسين ( ع ) عهدهدار كارهايش شد و او را بيرون برد تا در كنار جدش رسول خدا ، به خاك بسپارد در اين گاه ، عايشه به اتفاق بنى اميه بيرون شد و گفت : حسن نبايد در كنار جدش مدفون شود مگر اينكه سرم برود . نزديك بود ميان دو طرف درگيرى پيش آيد عايشه سوار بر قاطرى خاكسترى رنگ بود قاسم بن - محمد بن ابى بكر به او گفت : اى عمه ما هنوز از روز شتر سرخ [ اشاره به جنگ جمل كه در آن عايشه سوار بر شتر سرخ رنگى بود ] رهايى نيافتهايم آيا مىخواهى روز قاطر خاكسترى را بوجود آورى ؟ و يكى ديگر از حاضران به او گفت : روزى بر شتر و روزى ديگر بر قاطر اى ام المؤمنين سوار بر اشتر شدى ، سوار بر قاطر شدى و اگر بازهم زنده باشى ( لا بد ) سوار بر فيل هم خواهى شد و در حالى كه يك نهم از يك هشتم به تو تعلق مىگيرد همه چيز را از آن خود ساختى .